هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
87
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
دهى كوچك در بين راه مشاهده افتاد . [ آمل ] بعد از طى 5 فرسخ مسافت ، به شهر « آمل » رسيديم . ما بين « بارفروش » و « آمل » در اطراف خيابان ، بلوكهاى خوب و محلّ [ ه ] هاى مرغوب است ، امّا به سبب انحراف از « معبر » و « تنگى وقت » نتوانستيم رفت . اين راه هموار و خوب است [ و ] توپ مىتواند برود . شهر « آمل » در دو طرف رودخانهء « هراز » افتاده ، امّا جانب غربى آبادتر [ است ] . و « بازار » و « دكان » و « خانهء حاكم » و « قاضى » و « مسجد » و « مدرسه » ، همه در جانب غربى رودخانه است . پلى بر روى « هراز » بستهاند و آن پل قديم است « 1 » و در آن شهر مشهور به پل امام حسن است . بعد از زلزله ، « ميرزا محمد شفيع صدر اعظم » تعمير كرده است . 12 « چشمه » است . سطح آن تنگ است [ و ] تقريبا دو ذرع « 2 » و نيم وسعت « معبر » دارد . شهر « آمل » ، حصار و قلعه ندارد ، و تماشائى غريب و بنائى عجيب ندارد ، مگر « قبّه و بارگاه سيّد قوام الدّين » ، « 3 » پدر « سيد كمال الدّين » ، كه از جانب مادر جدّ « شاه عباس
--> ( 1 ) . پل هراز كه مير تيمور در سال 1075 ه . ق . از آن به نام « پل هراز » يا « پل آمل » نام مىبرد . ( تاريخ خاندان مرعشى مازندران ، 41 ) . ملگونوف دربارهء آن مىنويسد : « پلى 12 چشمه دارد و بسيار بلند و دراز است . پهناى آن زياد نيست و قوسى در وسط دارد . مىگويند در هواى صاف از روى اين پل مىشود دريا را ديد . در هنگام بهار هر 12 چشمه پر از آب است و در تابستان بسيار كم و فقط از چندتاى آن آب مىگذرد . بستر رود پهن و عمق آن كم است . گويند امام حسن او را ساخته ، ولى اهالى آنجا گويند خداترسى رغما لانف بازرگان ساخت و نفريننامهاى نوشت كه ارباب مكنت از آنجا نگذرند ، بلكه گذرگاه رعايا و بيچارگان باشد ، چون ديده بود بيچارگان چطور در آب غرق مىشوند . » ( سفرنامهء ملگونوف ، 124 ) . اعتماد السلطنه آن را چنين توصيف مىكند : « پل طولانى كم عرضى از سنگ و آجر بر روى رودخانهء هراز عبارت از 10 طاق بنا شده . نسبت اين بنا را به اعراب مىدهند ، ولى از ظاهر وضع چنين مىنمايد كه قديمتر از فتح اسلام اين مملكت را بنا شده باشد . » ( مرآت البلدان ، 1 / 6 ؛ روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، 53 ) درازاى اين پل 130 متر و پهناى آن 3 متر و بلندى آن از سطح آب 6 متر است . ( از آستارا تا استارآباد ، 4 / 61 - 63 ) . ( 2 ) . در اصل : زرع ( 3 ) . مشهد مير بزرگ يا مقبرهء مير قوام الدين مرعشى در « كاردگر محله » يا « محله مسجد جامع » شهر آمل واقع شده است . مير قوام الدين در محرم سال 781 ه . ق . درگذشت . جسد او را از بابل با دوش به آمل آوردند . محلهايى كه تابوت او را بر زمين گذاشتند ، به نام « زيارت ميرورزان » معروف شد و مردم زيارت مىكنند . در آمل به خاك سپردند و قبهاى عالى براى گور او ساختند . ( تاريخ خاندان مرعشى مازندران ، 7 ؛ تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، 409 ) بسيارى از سران و بزرگان خاندان مرعشى در اطراف مرقد و در